جریان هوا
معنی انگلیسی
airflow current draft
واژههای انگلیسی با این معنی
- airflow جريان هوا، نسيم، وزش.
- airstream جريان هوا.
- draughth درمعرض جريان هوا، جريان دار
- streamline جهت طبيعي جريان آب يا هوا
- airshed منطقه اي که در جريان هوا قرار دارد
- air-cooled oil-cooler نوعي خنک کننده روغن که از جريان هوا، براي خنک کردن روغن استفاده ميکند
- aerodynamic shape شکل يک جسم در رابطه با جريان هوا در، اطراف آن
- jet flap فلپي که جريان هوا يا گازهاي پر انرژي، خارج شده در امتداد لبه فرار از روي آن، عبور ميکنند
- aerodynamic heating افزايش دما ناشي از جريان سريع هوا روي، سطوح آيروديناميکي به ويژه در سرعتهاي، زياد
- burble point زاويه حمله اي که در آن شکست جريان هوا، روي بال شروع ميشود
- gill-type flap فلپي در پشت موتور براي کنترل جريان هوا
- weather helm تنظيم سکان براي خنثي کردن اثر جريان هوا
- contra-injection تزريق قطرات ريزسوخت درخلاف جهت جريان هوا
- included angle زاويه بين محور طولي يک جسم و بردار، جريان هوا
- unstart شکست ناپايدار، انفجاري جريان صحيح هوا، داخل ورودي مافوق صوت موتور مکنده هوا که
- air mass توده هوا، جريان توده عظيمي از هوا که مسافت زيادي، را در سطح زمين طي ميکند.
- blade cuff قطعه اي که با متصل شدن به ساقه تيغه ملخ، باعث افزايش عبور جريان هوا از روي موتور، ميشود
- plenum chamber محفظه آب بندي شده در توربينهاي گاز که، سبب ملايم کردن و گرفتن نوسانات جريان هوا، ميگردد
- air-cooled engine موتور پيستوني که گرماي تلف شده آن به، وسيله پره ها يا تيغه هاي دور سيلندر، مستقيما به جريان هوا انتقال مييابد
- anti-balance tab بالچه اي که روي سطوح کنترل که در جهت، انحراف سطح اصلي منحرف شده و گشتاور لازم، براي انحراف سطح را افزايش ميدهد و حرکت
- aeromotor موتور بادي، هرگونه دستگاهي که با جريان، هوا کار کند