جلد معنی انگلیسی case casing coat coating cover expeditious jacket volume واژههای انگلیسی با این معنی volume جلد، دفتر، گنج tome جلد، جلد بزرگ، مجلد quick in action جلد، چابک، فرز hypoderm تحت جلد، قسمت زير جلد، .hypoblast scloroderma تصلب جلد، سفت شدگي پوست disk jacket جلد ديسک softcover جلد شوميزي، جلد کاغذي، کتاب جلد کاغذي hardback جلد مقوايي، جلد پارچه اي، پارچه پوش end of volume انتهاي جلد. case knife چاقوي جلد دار، چاقوي بزرگ. case-knife چاقوي جلد دار، چاقوي بزرگ bound in boards با مقوا جلد شده paperback کتاب جلد کاغذي. titling ارايش ياطلاکوبي پشت جلد holster جلد چرمي هفت تير وتپانجه، جلد، در جلد چرمي قرار دادن (تپانچه). rebind دوباره جلد (يا صحافي) کردن clothbound داراي جلد مقوا با روکش پارچه اي، پارچه پوش dust jacket کاغذي که با ان کتاب را جلد ميکنند، جلد کاغذي روي کتاب. barburetor heater جلد نصب شده دراطراف لوله هاي پنجه اگزوز law calf پوست گوساله رنگ نشده که براي جلد کتابهاي، قانون بکار مي برند forel يکجور پوست که براي جلد کردن دفترهاي حساب، بکار ميرود forrel يکجور پوست که براي جلد کردن دفترهاي حساب، بکار ميرود hardcover وابسته به کتاب جلد مقوايي يا جلد پارچه اي، پارچه پوش، کتاب جلد مقوايي millboard مقواي کلفت براي جلد کردن کتاب ومانند آنها