جلسه کردن معنی انگلیسی caucus convene forgather gather واژههای انگلیسی با این معنی open the meeting رسميت جلسه را اعلام کردن sit نشستن، جلسه (منعقد) کردن، قرار گرفتن walkthrough جلسه بررسي که در آن يک مرحله از توسعه، سيستم يا برنامه براي معرفي کردن خطاها، مرور مي شود pourparley جلسه غير رسمي براي مذاکره در اطراف عهد، نامه يا موافقت نامه، تبادل نظر کردن. hansardize (وکيلي رادرمجلس) متوجه مذاکرات جلسه پيش، خودش کردن