جمع کننده
معنی انگلیسی
gatherer
واژههای انگلیسی با این معنی
- gatherer جمع کننده، چيننده، اسباب چين دادن درچرخ دوزندگي
- light collector جمع کننده نور
- serial adder جمع کننده سري
- full adder تمام جمع کننده، افزاريشگر کامل
- collecting main شبکه جمع کننده، شبکه دريافت
- accumulator tank مخزن جمع کننده
- integrating filter صافي جمع کننده
- parallel adder جمع کننده موازي
- constrictor ماهيچه جمع کننده، عضله قابضه
- collecting tee سه راهي جمع کننده
- collective electrode الکترود جمع کننده
- gas collector لوله جمع کننده گاز
- dust collector جمع کننده گرد و خاک، گردگير
- collecting ring حلقه جمع کننده جريان
- constringent قابض - جمع کننده - فشاردهنده - فشارآور
- condenser منقبض کننده - آلت جمع کردن وتمرکزدادن برق -، عدسي محدب
- accumulator فراهم آورنده، جمع کننده، مخزن
- picker برچيننده، جمع کننده، چيننده
- contractive منقبض کننده، جمع کننده، چوروک کننده
- convocator دعوت کننده، جمع کننده، عضو انجمن (کاتوزيان)
- collector تحصيلدار، جمع کننده، فراهم اورنده
- astringent قابض، جمع کننده، داروي قابض
- half adder نيم افزايشگر، نيمه جمع کننده
- culler گلچين کننده، جمع اوري کننده .