convocator معنی فارسی دعوت کننده جمع کننده عضو انجمن (کاتوزيان) واژههای دیگر با معنی «دعوت کننده» challenger دعوت کننده، خواننده، اعتراض کننده missionaries مبلغ، دعوت کننده، مروج missionary مبلغ، دعوت کننده، مروج