جهت حرکت
معنی انگلیسی
heading
واژههای انگلیسی با این معنی
- westing حرکت در جهت غرب، مسير غربي، مسافت واقع در غرب
- retrothrust تراست در جهت مخالف حرکت
- direction indicator دستگاه نشاندهنده جهت حرکت
- astrocompass دستگاه سنجش جهت حرکت هواپيما، قطبنماي آسماني، سونماي هواپيما
- withershins در جهت مخالف جهت حرکت خورشيد، باد خورشيد
- angle og sideship زاويه بين صفحات تقارن و جهت حرکت
- ground loop تغيير ناگهاني جهت حرکت هواپيما با ارابه، فرود
- bell crank اهرم دوطرفه اي در سيستم کنترل براي تغيير، جهت حرکت
- wind vector سمت باد، جهت حرکت باد
- climp milling عمل فرز کاري که طي آن قطعه کار در همان، جهت حرکت تيغه برش به جلو مرکت مي کند
- backward read يک نوع مشخصه موجود در بعضي از سيستمهاي، نوار مغناطيسي که در آن واحدهاي نوار، مغناطيسي با حرکت در جهت معکوس مي توانند
- kelly کلي، قطعه اي از لوله حفاري که باعث ميشود، علاوه بر حرکت دوراني مته در جهت عمود نيز
- anti-balance tab بالچه اي که روي سطوح کنترل که در جهت، انحراف سطح اصلي منحرف شده و گشتاور لازم، براي انحراف سطح را افزايش ميدهد و حرکت
- lenz' law قانون لنز، جريان القاء شده در يک مدار، که نسبت به يک ميدان مغناطيسي داراي حرکت
- bearing طاقت، بردباري، تحمل
- abeam جهت عرضي، امتداد عمود بر محور طولي، قائم بر مسير حرکت
- retro rocket موشک اضافي فضا پيما که انرا در جهت مخالف، حرکت دهد.
- windward در جهت باد، رو به باد، حرکت در سمت باد
- cation يوني با بار مثبت که در جهت اسمي جريان، حرکت ميکند
- cursor movement keys کليدهاي جهت، کليدهاي حرکت مکان نما