جور شده معنی انگلیسی assorted واژههای انگلیسی با این معنی assorted جور شده، همه فن حريف، همسر homogenate ابگونه يا ماده يک جنس يا يک جور شده . iam ill bested موقعيت بدي دارم، بد جور گرفتار شده ام shag موي زبر، موي کرک شده، موي درهم وبرهم