حاضر کردن معنی انگلیسی prepare واژههای انگلیسی با این معنی fitting out حاضر کردن ناو، آماده کردن ناو call the roll حاضر و غايب کردن get ready حاضر کردن يا شدن roll call حاضر وغايب (کردن)، شيپور جمع roll-call حاضر و غايب (کردن) prepare آماده کردن، حاضر کردن، مهيا ساختن march order فــرمان حــاضر به راه (توپخانه يا موتوري)، حاضر براه کردن، دستور حرکت prepare for action حاضر به عمليات شدن، حاضر به تير کردن، حاضر به جنگ کردن (توپخانه) call up درخواست شناسايي شبکه، درخواست اعلام شناسايي در شبکه، حاضر و غايب کردن ايستگاههاي بي سيم exclusion principle اصل مستثني کردن (معيار تشخيص کالاهاي، عمومي از غير عمومي)، اگر بتوان مانع