حریف شدن معنی انگلیسی cope واژههای انگلیسی با این معنی manage a person حريف کسي شدن unlap يک دور به حريف نزديکتر شدن angle block سد راه شدن از کنار براي منحرف کردن حريف، (فوتبال آمريکايي) dip dodge رد شدن از حريف با تغيير دادن چوب لاکراس، به دست ديگر hear footsteps عدم توجه به وظيفه درنتيجه نزديک شدن حريف resist مقاومت کردن، ايستادگي کردن، حريف شدن power forward فوروارد قوي، مامور جلوگيري از نزديک، شدن حريف به سبد (بسکتبال) go-behind به پشت حريف رفتن (کشتي)، رد شدن يک موج سوار از نفر ديگر