حریق
معنی انگلیسی
fire
واژههای انگلیسی با این معنی
- fire party تيم اطفاي حريق، تيم آتش نشاني
- fire extinguishing system سيستم اطفاء حريق
- fire and rescue نجات و اطفاي حريق، عمليات نجات و اطفاي حريق
- fire drill تمرين اطفاء حريق.
- fire detection system سيستم آشکارساز حريق
- fire sale فروش مال التجاره حريق زده .
- arsonist کسيکه عمدا ايجاد حريق ميکند.
- firebug کسي که عمدا حريق ايجاد مي کند، آتش افروز، سوزانگر
- vault storage محفظه يا انبار ضد حريق و بتون آرمه
- one upmanship سبقت يا جلو افتادگي از حريق يا رقيب، يک قدم سبقت، دست پيش گيري.
- life net تور نجات (که براي نجات حريق زدگان يا، بازيگران سيرک بکار ميرود).
- fire insurance بيمه آتش سوزي، بيمه حريق
- fog nozzle مه پاش، مه افشان (ضد حريق)
- discharge indicator disc ديسک رنگي معمولا زرد يا قرمز براي نشان، دادن تخليه سيستم اطفاء حريق
- fire اتش، اذر، حريق
- afire در آتش، بر آتش، در حريق
- incendiary اتش انگيز، اتش افروز، حريق افگن