حساب شده معنی انگلیسی careful considered deliberate measured prudent واژههای انگلیسی با این معنی geocentric ازمرکز زمين حساب شده، زمين مرکز geocentrically ازمرکز زمين حساب شده، زمين مرکز overdrawn account حساب اضافه برداشت شده، حساب با مانده منفي computed altitude ارتفاع محسوب، ارتفاع حساب شده invoice سياهه، صورت کالاي فرستاده شده، صورت حساب