حساس کردن معنی انگلیسی sensitize واژههای انگلیسی با این معنی photosensitize نسبت به نور حساس کردن sensitize با داروي ويژه حساس کردن antihandling fuze ماسوره ضد دستکاري، ماسوره غير حساس به جابجا کردن و دستکاري intenerate نرم کردن، لطيف کردن، حساس کردن LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)