intenerate
معنی فارسی
نرم کردن لطيف کردن حساس کردن
معنی کامل و مثالها
/in ten´ǝr āt´/vt.
● (نادر) نرم کردن، ترد کردن، ملایم کردن
نرم کردن لطيف کردن حساس کردن
/in ten´ǝr āt´/vt.
● (نادر) نرم کردن، ترد کردن، ملایم کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن