دیکشنری فارسی

emolliate

معنی فارسی

نرم کردن ملايم (تر) کردن شيرين کردن

مترادف‌ها

verb active
Soften, effeminate, emasculate, make effeminate.

واژه‌های دیگر با معنی «نرم کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن