levigate
معنی فارسی
نرم کردن سابيدن خمير ساختن
معنی کامل و مثالها
/lev´i gāt´/vt.
● آرد کردن، گرد کردن، کوبیدن و نرم کردن
● صافی کردن
مترادفها
verb active
Pulverize, comminute, triturate, grind, bruise, bray, reduce to powder.
نرم کردن سابيدن خمير ساختن
/lev´i gāt´/vt.
● آرد کردن، گرد کردن، کوبیدن و نرم کردن
● صافی کردن
verb active
Pulverize, comminute, triturate, grind, bruise, bray, reduce to powder.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن