حصیری معنی انگلیسی wicker واژههای انگلیسی با این معنی wall knot گره حصيري brush matting پوشش حصيري coconut matting پوشش حصيري sennet بافت حصيري rattan fender دفراي حصيري deck chair صندلي حصيري تاشو. boater کلاه حصيري لبه دار، قايقران، زورق سوار stupa کلاله بافتهاي حصيري، گنبد، گنبد مقبره . caner بافنده صندلي حصيري. sampan قايق سقف حصيري وبادباني. wickiup کلبه حصيري مخروطي شکل سرخ پوستان. deck-chair صندلي حصيري تاه شو (که درکشتي هاي مسافري، بکارميبرند) rushy پيزري، بوريايي، حصيري matted کرک شده، درهم برهم، حصيري bamboo curtain سرحدات چين کمونيست، مانع، پرده حصيري. matting بوريا، حصير، بوريا بافي mushroom قارچ، سماروغ، زماروغ