دیکشنری فارسی

rushy

معنی فارسی

پيزري بوريايي حصيري نيي ني مانند بورياوار پرني

معنی کامل و مثال‌ها

/rush´ē/adj.

● نی مانند، نی سان

● پوشیده از نی، پر نی، نی‌زار

● ساخته شده از نی، حصیری

تعریف انگلیسی

adjective
  1. abounding in rushes “a rushy marsh”

واژه‌های دیگر با معنی «پيزري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن