حواس پرت معنی انگلیسی absent-minded abstracted careless giddy scatterbrained woolly-headed واژههای انگلیسی با این معنی addlebrained حواس پرت، گيج، داراي مغز خراب abstractness مجزا، حواس پرت، جدا absentminded پريشان خيال، حواس پرت featherbrain ادم احمق، ادم حواس پرت، پريشان خيال wool gather خيالبافي کردن، حواس پرت بودن. absent-minded گيج، پريشان خيال، حواس پرت wacky گيج، خرف، حواس پرت. absent minded گيج، پريشان خيال، حواس پرت featherhead ادم احمق، شخص پريشان حواس، ادم حواس پرت woolly headed داراي سر پشمالو، مغشوش، گيج و حواس پرت.