حوله معنی انگلیسی towel واژههای انگلیسی با این معنی towel حوله، ابچين، روپاک stupe حوله داغ، ضمادگرم، لحافک زخم huckabach پارچه حوله، حوله اي، پارچه نخ وکتان. towelette حوله ي کوچک، حوله ي دستي huck aback پارچه حوله اي، حوله اي، پارچه نخ وکتان که گاهي گلداردرست مي کنند terry پارچه حوله اي، سرباز مدافع مرزي انگليس.، پرز حلقه مانند turkish towel حوله مخمل نما. huckaback پارچه ي حوله اي throw in towel پرتاب حوله بمنظور تسليم شدن (بوکس) jack towel حوله بي سروته که دوراستوانه ياغلتکي باشد white goods پارچه سفيد نخي، حوله سفيد، ملافه . dish towel کهنه ظرف خشک کني، حوله ظرفشويي. packing sheet لفاف بار پيچي، حوله ترکه بتن بيمار بپيچند، کمپرس napkin دستمال يا سفره، دستمال سر ميز، پيشگير carshes شکستها، ورشکستگيها، صداهاي شکسته