حک کردن معنی انگلیسی carve engrave incise واژههای انگلیسی با این معنی retouch دست کاري کردن، قلم زدن، اصلاح کردن abraded خراشيدن، پاک کردن، سائيدن abrades خراشيدن، پاک کردن، سائيدن abrading خراشيدن، پاک کردن، سائيدن abrade سائيدن، خراشيدن، زدودن metaphrase ترجمه ي تحتاللفظي، برگردان واژه به واژه، ترجمه ي تحتاللفظي کردن