حیران کردن معنی انگلیسی astonish bewilder confound dumbfound dumfound puzzle واژههای انگلیسی با این معنی bewildering گيج کردن، سردرگم کردن، سرگشته کردن perplex گيج کردن، سردرگم کردن، سرگشته کردن maze جاي پرپيچ و خم، پيچ و خم، سرگرداني disorient بهم خوردن، ناجور شدن، غير متجانس شدن.