خادم معنی انگلیسی server servitor واژههای انگلیسی با این معنی sexton خادم کليسا، متولي، گورکن ministrant خدمت کننده، خادم، کمک (کننده) hetotism بردگي، حالت خادم ومخدومي . servant نوکر، خدمتکار، خادم serv مخفف:، نوکر، خادم subdeacon معاون شماس، معاون گماشته روحاني، معاون خادم gilly (در نواحي کوهستاني اسکاتلند)، نوکر يکي ازروساي کوهستاني، ملازم minister وزير، دستور، وزير مختار ministrative وزير، دستور، وزير مختار servitor خدمتگذار، مستخدم، خدمتکار