خانقاه معنی انگلیسی monastery abbey cloister convent hermitage واژههای انگلیسی با این معنی friary خانقاه، دير، صومعه mninster خانقاه راهبان، صومعه، دير nunneries خانقاه زنان تارک دنيا، گروه راهبات، دير nunnery خانقاه زنان تارک دنيا، گروه راهبات، دير charterhouse خانقاه راهبان کارتوزي parlatory اطاق پذيذايي در خانقاه راهب ها locutory تالاريا اطاق گفتگو در خانقاه راهبان lamasery-ries خانقاه کشيشان بودايي در تبت و مغولستان procuratrix زني که در خانقاه راهبات کارهاي غير روحاني، را اداره ميکند convent گروه رهبان وراهبات، خانقاه abbeys دير، خانقاه، رهبانگاه monasterial صومعه، خانقاه رهبان، دير monasteries صومعه، خانقاه رهبان، دير monastery صومعه، خانقاه رهبان، دير wat مرکز راهبان بودايي، خانقاه بودايي priories راهب خانه، دير، خانقاه priory راهب خانه، دير، خانقاه abbey دير، صومعه، خانقاه canoness زوجه ي کشيش، زني که از قوانين شرع و مقررات، خانقاه مذهبي پيروي ميکند