خدمه
معنی انگلیسی
crew
واژههای انگلیسی با این معنی
- gun's crew خدمه توپ
- boat station جاي خدمه قايق
- live vessel شناوه با خدمه
- crew member خدمه جنگ افزار، خدمه هواپيما
- submariner خدمه زيردريايي
- boat awain's locker انبار خدمه قايق
- dumb vessel شناوه بدون خدمه
- noncrew خدمه غير سازماني، خدمه اضافي هواپيما يا وسيله
- close station خدمه بدو مرخص (توپخانه)، افراد بدو مرخص
- combat crew خدمه رزمي هواپيما يا خودرو، خدمه رزمي
- skeleton crew حداقل خدمه يک وسيله يا جنگ افزار
- staged crews خدمه موجود در روي وسيله يا کشتي يا، هواپيما، پرسنل هوايي يا دريايي مستقر
- bareboat قايق يا ناوچه ي تفريحي که بدون خدمه، و ناخدا کرايه داده شود.
- check flight پروازي براي آشناشدن خدمه و يا آزمايش، صلاحيت آنها
- pressure cabin بخشي از هواپيما که افراد و خدمه در آن، قرار دارند و هميشه فشار در آن برابر يا، بيشتر از حد تعيين شده است
- ship's company پرسنل ناو، خدمه ناو
- crew served weapon جنگ افزار اجتماعي، جنگ افزار خدمه دار
- flying status وضعيت پرواز از نظر جسمي و روحي، وضعيت آمادگي خدمه براي پرواز
- recaption توقيف مجدد، مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال يا، زنداني کردن زن و فرزند و خدمه شخص
- suite دنباله، رشته، ملتزمين
- cattles اموال، عقار، احشام