cattles معنی فارسی اموال عقار احشام خدمه وغلامان. واژههای دیگر با معنی «اموال» property voucher سند اموال، اسناد داراييي things in action اموال ديني، اموالي که بالفعل در تصرف شخصي نيستند، ولي نسبت به آن ها حقي دارد و مي تواند things in possession اموال عيني، اموالي که بالفعل در تصرف شخص هستند property officer افسر اموال، افسر ذيحساب اموال financial property اموال پولي، داراييهاي پولي stolen goods اموال مسروقه، مال دزدي، کالاي دزديده شده post property اموال پادگاني، اموال پادگان appropriation bill صورت ضبط اموال fixed property اموال غير منقول، سرمايه ثابت article of roup اموال مورد حراج