خشک کردن
معنی انگلیسی
blot dry evaporate
واژههای انگلیسی با این معنی
- torrefy خشک کردن، برشته کردن، بودادن
- desiccate خشک کردن
- dry clean خشک شويي کردن، لباس را با بخار تميز کردن.
- kiln-dry کوره خشک کردن، در کوره، خشکانيدن
- kiln dry کوره خشک کردن، درکوره خشکانيدن
- dry grinding آسيا کردن خشک
- air-dry با هوا خشک کردن
- saveloy سوسيگ خشک کردن.
- oven dry در تنور خشک کردن، کوره خشک کردن
- vaccum drying خشک کردن در خلاء
- roughdry اتو نکرده خشک کردن
- seasoning klin کوره ويژه خشک کردن
- drying chamber اطاق مخصوص خشک کردن
- drying furnace کوره مخصوص خشک کردن
- air bunting خشک کردن پرچم با هوا
- drip dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان.
- freeze dry (در خلاوسرماي فراوان) خشک کردن.
- lyophilization خشک کردن چيزي بوسيله منجمد کردن ان در، لوله هي خالي از هوا.
- desiccator خشک کن :اسباب خشک کردن ميوه وشيروچيزهاي، ديگر
- evaporate تبخيرکردن، خشک کردن، کم اب کردن
- calcine آهکي کردن، خشک کردن، سوختن
- exsiccate خشکانيدن، خشک کردن، خشک انداختن
- dry wash خشک شويي، خشک شويي کردن.
- hay-fever ناخوشي سينه که در تابستان، در موقع علف خشک کردن پيدا ميشود