خط انداختن معنی انگلیسی groove score scotch scratch smear spike واژههای انگلیسی با این معنی brush finish مخطط کردن، خط انداختن، آج دادن sidetrack دو راهي، خط فرعي، روي خط فرعي انداختن crease تا، تاه، چين