دیکشنری فارسی

sidetrack

US'saıdt'ræk

معنی فارسی

دو راهي ، خط فرعي ، روي خط فرعي انداختن

معنی کامل و مثال‌ها

/-trak´/vt., vi., n.

(ترن و غیره) خط عوض کردن، به خط فرعی رفتن

(مجازی) از موضوع اصلی منحرف کردن یا شدن، حاشیه رفتن

واژه‌های دیگر با معنی «دو راهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن