دیکشنری فارسی

sidetrack

US'saıdt'ræk

معنی فارسی

دو راهي ، خط فرعي ، روي خط فرعي انداختن

معنی کامل و مثال‌ها

/-trak´/vt., vi., n.

● (ترن و غیره) خط عوض کردن، به خط فرعی رفتن

● (مجازی) از موضوع اصلی منحرف کردن یا شدن، حاشیه رفتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a short stretch of railroad track used to store rolling stock or enable trains on the same line to pass
  2. wander from a direct or straight course “Something ----s” “Something is ----ing PP” “Somebody ----s PP”

واژه‌های دیگر با معنی «دو راهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن