sidetrack
US'saıdt'ræk
معنی فارسی
دو راهي ، خط فرعي ، روي خط فرعي انداختن
معنی کامل و مثالها
/-trak´/vt., vi., n.
● (ترن و غیره) خط عوض کردن، به خط فرعی رفتن
● (مجازی) از موضوع اصلی منحرف کردن یا شدن، حاشیه رفتن