zig
USzıg
معنی فارسی
خم، زاويه ، پيچش
کژ راهي، انحراف
گوشه دار شدن، خمشدار کردن
يکي ازخطوط زوايا يا دوره هاي کج ومعوج
گلدوزي (درمقابل zag) ، يکي از دو خط کج
معنی کامل و مثالها
/zig/n., vi.
● (در طرح زیگزاگ) خم، زاویه، پیچش
● (مجازی) کژ راهی، انحراف
● گوشهدار شدن، خمشدار کردن
● زیگزاگ کردن
ریشه و کاربرد
Verb
To move on a path that includes sharp changes in direction.
ریشه
Early 20th century: imitative; compare with zag.
مثال
- He zigged to the left to avoid the obstacle.
- The rabbit zigged and zagged to escape the fox.
- You need to zig when they zag.
ترکیبهای رایج
Zig left Zig right Zig and zag