خندق معنی انگلیسی moat trench واژههای انگلیسی با این معنی moat خندق، کنده، خاکريز sheuch خندق، حفره، نهر اب. sheugh خندق، حفره، نهر اب. foss خندق، نهر، کنده fosse خندق، نهر، کنده sacrp ديوار دروني خندق، سراشي داخلي خندق، پرتگاه trench burial دفن مردگان در خندق، استفاده از قبر خندقي عمومي escarp سرازيري دروني خندق ياخاکريز، سراشيب کردن straddle trench خندق يا نوعي سنگر عميق خطي کوتاه که، معمولا براي تهيه مستراح اردوگاهي مورد، استفاده قرار مي گيرد wallow course خندق مخصوص ضدعفوني خودروهايي که به مواد، ش م ر آلوده شده اند، خندق ضدعفوني خودروها ram's horn شاخ قوچ، قسمتي از استحکامات خندق، تور ماهيگيري escarpment پرتگاه مصنوعي، سينه، سرازيري خندق vallation بارو، خاک ديوار، باروسازي sike (د.گ .- انگليس) نهر کوچک، نهري که در تابستان خشک شود، جوي اب