خوبرو معنی انگلیسی fair واژههای انگلیسی با این معنی fair-faced خوبرو، زيبا، خوبصورت comelier خوبرو، بانمک، خوش ايند comeliest خوبرو، بانمک، خوش ايند comely خوبرو، بانمک، خوش ايند fair زيبا، خوبرو، لطيف