خودکشی معنی انگلیسی self-destruction suicide واژههای انگلیسی با این معنی self destruction خودکشي self-destruction خودکشي suicidology خودکشي شناسي hara kiri (درژاپن) خودکشي. hara-kiri خودکشي درميان بزرگان ژاپن که عبارت، بودازدريدن شکم بگاه رسواي amuck يک نوع جنون دراثر مرض مالاريا که منجر، به خودکشي ميشود، ديوانگي self immolation قرباني کردن خود، تمايل به خودکشي، فداسازي خود. kamikaze کاميکازه، هواپيماهاي خودکشي ژاپني felo de se (انگليس) انتحار کننده، بدکار، خودکشي.