خورشید
معنی انگلیسی
sol sun
واژههای انگلیسی با این معنی
- Phoebus خورشيد
- macule لکه خورشيد، لکه، سياهي
- sun's disk قرص خورشيد
- solar eclipse گرفت خورشيد، کسوف
- sunfish خورشيد ماهي
- sunward به سوي خورشيد، روبه آفتاب
- actinometre پرتوسنج خورشيد، حرارت سنج.
- Helios دارگونه خورشيد، خورشيدخدا
- chromatosphere هاله سرخ خورشيد
- gegenschein نور ثانوي خورشيد
- sunglow فلق وشفق خورشيد.
- first light اولين طليعه خورشيد، فلق صبح، افق نجومي
- heliocentric system دستگاه خورشيد مرکزي
- anthelion هاله رو به روي خورشيد
- sunproof مقاوم در برابر نور خورشيد، پاد خورشيد
- withershins در جهت مخالف جهت حرکت خورشيد، باد خورشيد
- spectroheliogram تصوير يک رنگ طيف نماي خورشيد.
- spectroheliograph تصوير يک رنگ طيف نماي خورشيد.
- solunar حاصله در اثر خورشيد و ماه باهم، خورشيدي وقمري.
- apheliotropism تمايل به رشد در جهت مخالف خورشيد، خورشيد گريزي
- actinogram ثبت تغييرات نيروي اشعه ء خورشيد.
- snowblink انعکاس نور خورشيد بر روي برف يا يخ.
- langley واحد تشعشع خورشيد مساوي يک گرم کالري، در هر سانتيمتر مربع از سطح غير متشعشع.
- actinochemistry مبحث دانش شيمي راجع به نيروي خورشيد.