خوره معنی انگلیسی buff guzzler واژههای انگلیسی با این معنی roseslug رز خوره cankerworm کرم خوره، نوزاد مختلف حشراتي که افت گياهان اند، (بويژه درامريکا) pinedrops کاج خوره losse earth زمين خوره black leprosy خوره x جذام hansen's disease (طب) جذام، خوره، بيماري هنسن. canker قانقراياي دهان، ماشرا، خوره leprous مبروص، برص دار، خوره دار mortification رياضت، نفس کشي، خفت corrodent خورنده، تباه کننده، فاسد کننده corrosive خورنده، فاسد کننده، اکال