دارا بودن معنی انگلیسی bear encompass consist contain hold have include own ownership possess واژههای انگلیسی با این معنی own دارا بودن، مالک بودن، صاحب بودن possess دارا بودن، متصرف بودن، مالک بودن take the chair رياست انجمني را دارا بودن pluralism دارا بودن يک منصب ياپيش از يک در امد کليسايي، شرک فلسفي possession تصرف، دارا بودن، مالکيت testacy وصيت کردگي، دارا بودن وصيتنامه pluralities چندتليي، تعد د، زيادي plurality چندتليي، تعد د، زيادي