دارای استخوان معنی انگلیسی osseous واژههای انگلیسی با این معنی ossiferous داراي استخوان جانوران، استخوانآور necrotic دچار غانقرايايا فساداستخوان، داراي بافت مرده يا استخوان فاسد osteal شبيه استخوان، مربوط باستخوان، داراي صداي استخوان. hipped کپل، باسن، داراي در رفتگي در استخوان لگن خاصره palating (تش.)استخوان کام، وابسته بسق، شبيه کاخ