دارای حقوق معنی انگلیسی salaried واژههای انگلیسی با این معنی enfranchize ازادکردن، داراي حقوق (شهري) کردن، درزبان داخل کردن freeman شهرنشين ازاد، کسيکه داراي حقوق مدني است free-born ازادزاده، داراي حقوق شهرنشينان ازاد exterritorial برون مرزي، خارج الارضي، داراي حقوق برون مرزي