در اطراف
معنی انگلیسی
around circum- round
واژههای انگلیسی با این معنی
- periodontal واقع در اطراف دندانها، پيرادنداني، وابسته به لثه ها
- primary cluster تشکيل ورودي هاي يک جدول در اطراف يک، خانه منفرد جدول
- ambient water آبي که در عمق معين در اطراف غواص است
- retention area قسمتهايي از ديسک توربين در اطراف ريشه، تيغه ها که تحت نيروي زيادي قرار دارند
- Riviera ناحيه ساحلي فرانسه و ايتاليا در اطراف، مديترانه .
- pourparley جلسه غير رسمي براي مذاکره در اطراف عهد، نامه يا موافقت نامه، تبادل نظر کردن.
- broken stowage فضاي خالي اطراف آمادها و بارها در داخل، کشتي
- cardio-angiology قلب و رگ شناسي : تحقيق و مطالعه در اطراف قلب و، رگهاي خوني
- para-appendicitis التهاب آپانديس که ساختمان هاي اطراف را نيز در برگرفته، باشد.
- sword dance رقص شمشير، اجراي رقص در اطراف شمشير.
- seminar سمينار، جلسه بحث وتحقيق در اطراف موضوعي.
- bordeaux بندر بردو، ناحيه ي اطراف شهر بردو که در شرابسازي، شهرت دارد
- critical mach number عدد ماخي که در آن جريانهاي شتابدار، اطراف يک جسم در بعضي نقاط رفته رفته به، سرعتهاي مافوق صوت ميرسند
- teleran system نوعي سيستم ناوبري که با استفاده از، رادارهاي زميني و سيستم تلويزيوني، هواپيماهاي سرگردان در اطراف محوطه
- about درباره، گرداگرد، پيرامون
- submarine havens منطقه عبور در عمليات غير رزمي زيردريايي، منطقه آموزشي زيردريايي در منطقه غيررزمي، منطقه محدوده تاميني اطراف زيردريايي
- around گرداگرد، دور، پيرامون
- waste of manor اراضي کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره يا، تصرف که مستاجرين و متصرفين در آن حق، علف چر دارند
- facing distance مسافت بين نفرات در صف براي سهولت چرخش، به اطراف (چهار انگشت فاصله)
- riparian law قوانين مربوط به اعيان و اموال موجود در، اطراف رودخانه
- graveside اطراف قبر، محوطه ي گور، در کنار آرامگاه
- aerodynamic shape شکل يک جسم در رابطه با جريان هوا در، اطراف آن