در جای خود معنی انگلیسی in situ واژههای انگلیسی با این معنی upto the mark داخل موضوع، درست در جاي خود، بهنگام tablock واشر تجتي بي زبئنه مستطيل شکل که به بالا، خم شده و مهره را در جاي خود قفل ميکند wheel well محفظه اي که يک واحد از ارابه فرود را، در حالتي که جمع شده است در خود جاي ميدهد ROM BIOS سرنام عبارت "read-only memory basic input/output، " system، مجموعه روالهاي نرم افزاري است که به همراه PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي ISA با تلفظ ((آي سا))، حروف اختصاري Industry Standard، Architecture و طرح غير رسمي گذرگاه (bus) آي بي ام stand fast متوقف شدن، فرمان توقف در توپخانه يا، فرمان توقف در توپخانه يا فرمان بايست sleep in (در مورد مستخدم وغيره)، درمحل کار خود جاي خواب داشتن.