دیکشنری فارسی

stand fast

معنی فارسی

متوقف شدن ، فرمان توقف در توپخانه يا

فرمان توقف در توپخانه يا فرمان بايست

به جاي خود

تعریف انگلیسی

verb
  1. refuse to abandon one's opinion or belief “Somebody ----s” “Somebody ----s on something”

مترادف‌ها

Be fixed, be unshaken, be immovable.

واژه‌های دیگر با معنی «متوقف شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن