در جریان
معنی انگلیسی
informed ongoing
واژههای انگلیسی با این معنی
- au courant در جريان روز، مطلع، باخبر.
- circulating capital سرمايه در جريان، سرمايه در گردش
- low-level current gain تقويت جريان در سطح پايين
- millstream آب که در جوي آسياب جريان دارد، آب آسياب
- effective snow melt برف ذوب شده موثر در جريان رودخانه
- poiseuille flow جريان خطي ناروان در لوله اي با سطح، مقطع دايره اي
- airshed منطقه اي که در جريان هوا قرار دارد
- night effect تاثيرات تغيير جريان مغناطيسي در شب
- aerodynamic shape شکل يک جسم در رابطه با جريان هوا در، اطراف آن
- measuring weir سرريز اندازه گيري جريان آب در کانال
- diamonds شکل موجهاي ضربه اي که معمولا در جريان، خروجي راکتها بصورت لوزي هاي پشت سر هم، قابل مشاهده است
- quady رودي که فقط در فصل بارندگي جريان دارد، و در بقيه فصول خشک مي باشد
- burble point زاويه حمله اي که در آن شکست جريان هوا، روي بال شروع ميشود
- cation يوني با بار مثبت که در جهت اسمي جريان، حرکت ميکند
- impedance مقاومت صوري برق در برابر جريان متناوب
- demand oxygen system سيستم اکسيژني که در آن جريان اکسيژن به، صورت تناوبي و همزمان با تنفس شخص باشد
- jet stream جريان باد جت استريم در طبقه استراتوسفر، که داراي فشار و سرعت زياد مي باشد
- continuous-flow oxygen system سيستم اکسيژني که در آن جريان اکسيژن به، صورت پيوسته ميباشد
- gill-type flap فلپي در پشت موتور براي کنترل جريان هوا
- room circuit جريان الکتريکي که در دستگاههاي رمزکردن و، کشف مورد استفاده ميباشد، جريان دستگاه رمز
- live lining ماهيگيري در رودخانه که نخ و قلاب با جريان، آب حرکت مي کنند
- push pull وابسته بدولوله الکتروني که جريان برق در انها، در دوجهت متضاد جريان يابد.
- abroach سوراخ، در جريان، فرورفته
- ground ball توپ زنده، توپ در جريان