در جهت
معنی انگلیسی
into ward _ wards _ toward due
واژههای انگلیسی با این معنی
- aimed at در جهت، به سوي، به سمت
- windward در جهت باد، رو به باد، حرکت در سمت باد
- aweather در جهت باد، در جهت وزش باد.
- downwind در جهت باد، در مسير باد
- axially در جهت محور، به سوي محور، در خط محور
- westing حرکت در جهت غرب، مسير غربي، مسافت واقع در غرب
- lee ward در جهت مخالف باد
- procyclical در جهت دور تجاري
- retrothrust تراست در جهت مخالف حرکت
- southeastwardly در جهت يا از سوي جنوب خاوري
- withershins در جهت مخالف جهت حرکت خورشيد، باد خورشيد
- jump turn تغيير جهت و پيچ در پرش (اسکي)
- cross file يک درميان در دو جهت قرار دادن.
- apheliotropism تمايل به رشد در جهت مخالف خورشيد، خورشيد گريزي
- branch cutoff ديواري است که معمولا در جهت عمود بر، ديوار سپري ساخته ميشود
- air-brick آجر سوراخدار که در داخل ساختمان جهت، عبور هوا تعبيه ميشود
- press release مطلب مطبوعاتي (جهت چاپ در روزنامه).
- anti-balance tab بالچه اي که روي سطوح کنترل که در جهت، انحراف سطح اصلي منحرف شده و گشتاور لازم، براي انحراف سطح را افزايش ميدهد و حرکت
- operating bridge پلي که جهت عبور و انتقال وسايل کار در، کارگاه ساختماني ساخته مي شود، پل
- cation يوني با بار مثبت که در جهت اسمي جريان، حرکت ميکند
- unipotent داراي قدرت رويش در يک جهت يا بصورت يک، سلول.
- disturbing moment گشتاوري که در جهت دوران هواپيما حول يک، محور بر آن اثر مي کند
- kerb inlet روزنه يا منفذي که در زير جدول جهت عبور، آب باران تعبيه ميشود
- vortex line خطي که جهت آن در هر نقطه بر بردار دوران، منطبق و خطوط مماس براين خط با جهت موضعي، جريان موازي ميباشند