در دسترس معنی انگلیسی accessible approachable available convenient conveniently forthcoming handy ready واژههای انگلیسی با این معنی available در دسترس، فراهم، قابل استفاده placing at disposal در دسترس گذاردن place at disposal در دسترس قرار دادن bricolage ساختن چيزي از مواد گوناگون در دسترس، چيزي که بدين روش ساخته شده public company شرکتي که سهام ان در دسترس عموم گذاشته، ميشود، شرکت عمومي proprietary company شرکتي که سهام ي ن در دسترس عموم گذارده، نشده است، شرکت خصوصي buffer pool تعدادي ميانگير که در دسترس سيستم کنترل، ورودي - خروجي هستند near at hand نزيدک، در دسترس within teach دسترس، در دسترس nonprescription بينسخه، در دسترس همه read time زمان آماده شدن اطلاعات، زمان در دسترس، قرار گرفتن اطلاعات کامپيوتري accessible قابل دسترسي، آماده پذيرائي، خوش محضر crowding out effect اثر جبراني، انديشه اي که استقراض بسيار، زياد دولت وجوه قابل دسترس وام گيرندگان nsfnet يک شبکه گسترده تهيه شده توسط دفتر، محاسبات علمي پيشرفته در موسسه ملي علوم، براي انجام عمليات غيرنظامي طراحي وزارت data interchange format استانداردي در ميان سازندگان نرم افزار، که اجازه مي دهد تا داده از يک برنامه، براي برنامه هاي ديگر قابل دسترس باشد data diddling روشي که در آن داده قبل وارد شدن به يک، فايل کامپيوتري که در آن کمتر قابل، دسترس مي باشد اصلاح مي شود