در روی
معنی انگلیسی
over
واژههای انگلیسی با این معنی
- doorplate پلاک روي در، پلاک محتوي نام شخص که روي درنصب، ميشود.
- error exit در روي خطا.
- adrift ول در روي آب، دستخوش طوفان، آواره
- overspread پهن شدن در روي، پوشاندن
- error indicator در روي خطا نما.
- glyptograph نقش در روي جواهر، نقش گوهر، نقش جواهر
- superscrible در روي چيزي نوشتن، عنوان روي (پاکت) نوشتن
- water borne حمل شده در روي آب، حمل شده از راه دريا
- insobriety زياده روي در ميگساري، بي اعتدالي، شرب پيوسته
- crust of wine جرم شراب در روي شيشه
- ground readiness آماده باش در روي زمين، آماده بودن هواپيماها در روي باند، آماده باش زميني
- route march راهپيمايي در روي جاده، راهپيمايي پياده، فرمان قدم راه
- route order ترتيب حرکت در روي جاده، حرکت به ستون راه، فرمان ستون راه رو
- schleman defence دفاع شليمان در روي لوپز، دفاع يانيش، (شطرنج)
- suprarenal واقع در روي گرده ياکليه، رو گرده اي
- ring straked داراي خطوط گرد در روي بدن، مخطط
- ring streaked داراي خطوط گرد در روي بدن، مخطط
- road time زمان حرکت ستون در روي جاده، يا زمان تخليه جاده، زمان عبور ستون
- afloat support پشتيباني لجستيکي در روي آب، پشتيباني، لجستيکي به طور شناور يا خارج از بندر
- enface در روي برات نوشتن يامهرزدن، رونويسي کردن در
- three-point play خطا روي پرتابگر در بسکتبال
- predella نقش يا نقاشي در روي خيز پله، محراب، پله محراب
- seepage of oil تراوش طبيعي نفت در روي زمين
- bord's defence دفاع برد در روي لوپس (شطرنج)