در زیر معنی انگلیسی below beneath hereinafter underneath within under underlying واژههای انگلیسی با این معنی thereunder در زير آن، بموجب آن subscribe در زير نوشتن، نام خود را در زير (چيزي) نوشتن whereunder که در زير آن undermention در زير ذکرکردن sublunar واقع در زير ماه، زميني، اين جهاني intradermal واقع در زير پوست، درون پوستي. intradermic واقع در زير پوست، درون پوستي. skidding door rail ريل زير در کشويي underlying در زير قرار گرفته، اصولي يا اساسي، متضمن. skulker از زير کار در رو. obnubilate در زير ابر پوشاندن، ابري کردن، تخدير شدن. hypogynous واقع در زير تخمدان، تحت المبيض subcartilaginous واقع در زير غضروف. proctorize زير انضياط در اوردن، اختياري داري کردن بر infraorbital واقع در زير کاسه چشم infrasternal واقع در زير جناغ سينه، زير جناغي stbtitle (در فيلم سينما) زير نويس، لقب فرعي، عنوان فرعي subscapular واقع در زير استخوان شانه، زير کتفي. subsapular واقع در زير استخوان شانه، زير کتفي bottom time مدت ماندن غواص در زير آب underbody قسمت بدنه قايق در زير آب underpass مسير جاده در زير پل هوايي، جاده زيرجاده ديگري، زيرين راه . underwrite در زير نوشتن يا امضا کردن، تعهد کردن، بيمه کردن underwritten در زير نوشتن يا امضا کردن، تعهد کردن، بيمه کردن