در نوسان معنی انگلیسی swinging vacillating واژههای انگلیسی با این معنی fishtail نوسان يافتن عقب ماشين در پيچها shakeout هر گونه نوسان در قيمتها که موجب تمايل، سهامداران به فروش شود، هر کاهش قيمت که موجب از گردونه خارج شدن windup عمل بستن، پايان.، نوسان دستها در هوا accelerator winding سيم پيچي سري که در تنظيم کننده هاي ولتا، از نوع نوسان ساز با باز شدن دو سر پلاتين، ميدان مغناطيسي را به سرعت کاهش ميدهد و ornithopter هواپيمايي که در آن بالها حول محوري، نوسان ميکنند ولي دوران نميکنند virtual inertia قسمتي از نيروي اينرسي که روي جسم در حال، نوسان اثر ميکند