در همه جا معنی انگلیسی abroad everywhere universally واژههای انگلیسی با این معنی world-wide در همه جا متدول، مشهور جهان ubiquity حضور در همه جا در يک وقت intersperse اينجا و انجا پاشيدن، پراکنده کردن، نثار کردن