درجه یک معنی انگلیسی superfine a capital first-class first-rate high-grade superb واژههای انگلیسی با این معنی first class درجه يک، درجه اول، ممتاز high grade product محصول درجه يک serjeant at law وکيل درجه يک دادگستري. branch head دهانه آبگير نهر درجه يک asymetry درجه عدم توازن يک مدار سه فاز dissymetry درجه عدم توازن يک مدار سه فاز rate integration gyro ژايرويي با يک درجه آزادي که محور خروجي آن، با مايع چسبناکي به محور دوران متصل شده therm گرمايي که يک گرم آب بسيار چگال را يک درجه، سانتيگراد بالا ميبرد dicty عالي، درجه يک، ممتاز topnotch اخرين نقطه، درجه يک، اعلي. tophole عالي، درجه يک top hole عالي، درجه يک. classy ارشد، درجه يک. stateroom اتاق ويژه تختخواب دارو مجلل.، کوپه ي درجه يک، واگن بستر دار conduct grade نمره انضباط، درجه هدايت يک ماده (الکتريسيته) a1 ممتاز، بهترين نوع، درجه يک first string دائمي، منظم، درجه يک. barrera ديواره ي دور زمين گاوبازي، رديف اول صندليهاي جايگاه تماشاچيان، صندلي درجه ي يک euler theorem قضيه اولر، در صورتي که تابع توليد همگن، درجه يک باشد بر اساس قضيه اولر copacetic عمده، جذاب، عالي copesetic عمده، جذاب، عالي priories راهب خانه، دير، خانقاه priory راهب خانه، دير، خانقاه M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو