درشت اندام معنی انگلیسی husky واژههای انگلیسی با این معنی pongid ميمون درشت اندام، گوريل بزرگ tortricid پروانه بيد درشت اندام، وابسته به پروانه بيد tortricidae پروانه بيد درشت اندام، وابسته به پروانه بيد tortrix پروانه بيد درشت اندام، وابسته به پروانه بيد tiger moth پروانه درشت اندام ودراز بال willet مرغ ساحلي درشت اندام شبيه لک لک يا، ماهيخوار. largeof limb دست وپا بزرگ، درشت اندام wolf hound سگ تازي، تازي درشت اندام. Herculean بسياردشوار، خطير، پرزور runt يکجور گاو کوچک اندام، يکجورکبوترخانگي درشت، آدم ياجانور رشدنکرده runtiness يکجور گاو کوچک اندام، يکجورکبوترخانگي درشت، آدم ياجانور رشدنکرده