درشکه معنی انگلیسی buckboard cab carriage surrey واژههای انگلیسی با این معنی phaethon درشکه، (اساطير يونان) فايتون، درشکه سوار phaeton درشکه، فايتون droshky درشکه carriageable درشکه رو cabman درشکه ران، راننده تاکسي coachman درشکه ران، کالسکه ران coachmen درشکه ران hackie درشکه چي. pram درشکه دستي، چرخ دستي شير فروشان sled درشکه برفي، سورتمه، غلتک sledge درشکه برفي، سورتمه، غلتک lampion چراغ درشکه، چراغ کالسکه post chaise درشکه پستي post-chaise درشکه پستي carriage-road راه درشکه رو garriage and paie درشکه دواسبه victoria درشکه دو نفري، يکجور کبوتر خانگي، صليب ويتکوريا cabriolet درشکه تک اسبه carriage and four درشکه چهاراسبه hackney-carriage درشکه کرايه اي buckboard درشکه بدون کروک. cabstand ايستگاه درشکه ها four-wheeler درشکه (چهارچرخه) Tonga تانگا درشکه هندي